خرید بک لینک

درباره سایت

سخن ساکت

امکانات وب

در ده ما سی و دو نفر زندگی می کنند در اصل ۶۴ نفریم اما چون عادت داریم زنان را قاطی آدم ندانیم در سر شماریها آنها را به حساب نمیآوریم . خلاصه ما سی و دونفر هیچوقت باهم حرف نمیزنیم بلکه دو نفر از ما که ابرو های بلندتری دارند و چهارتا پیراهن بیشتر جر داده اند حرف میزنند و ما فقط گوش میکنیم
تقسیم وظایف اینطوری است که ابرو بزرگان فکر میکنند دستور میدهند میخورند میخوابند و با زنان همبستر میشوند و سخنرانی میکنند و بقیه فقط کار میکنیم.
میدانم خب ناعادلانه است که دو نفر اینهمه زحمت بکشند و سی نفر فقط کار کنند ولی ابرو بزرگان با کمال فداکاری این بار عظیم را به دوش می کشند و همه وظایف خطیر را به عهده دارند. و ما همه قدر دان ایشان هستیم.
سی ودوتا زن هم در دهات ما هستند که چهارتایشان برای ابرو بزرگان چای درست میکنند و غذا میپزند و آفتابه شان را پر میکنند و بیست وهشت نفر دیگر به نوبت هرشب چهارتاشان لحاف این بزرگواران را گرم می کنند وهر از گاهی یک بچه ای میزایند.
ما هر چهار شنبه در تکیه جمع میشویم و شکر خدای را بجا میآوریم که نعمت وجود ابرو بزرگان را به ما بیچارگان ارزانی داشته است. براستی اگر آندو نبودند چه بلایی بر سرمان میآمد؟
در نزدیکی ده ما دهات دیگریست که مردمان بیچاره ای دارد، آنها هیچ بزرگتری ندارند و همه شان مجبورند در خانه های متفاوت بازن و بچه سر کنند باور کردنی نیست ولی زنهای آن ده آنقدر بی نجابتند که می خندند.
چون ابرو بزرگ ندارند مجبورند باهم معاشرت کنند و حرف بزنند حتی شایعاتی هست که آنها گاهی آواز می خوانند.
چندی پیش طی یک سخنرانی بزرگان ده ما از آنها دعوت کردند که زیر سایه ابرو بزرگان بیایند و سعادتمند شوند ولی انگار کسی به آنها خبر نداده.
امیدوارم روزی برسد که همه دهات اطراف از نعمت ابرو بزرگان بهره مند شوند آمین. فعلا زورمان نمیرسد چون آنها بیشترند، ولی بزودی بزور هم که شده آنها را به صراط مستقیم هدایت خواهیم کرد.

برچسب: آرمانشهر,آرمانشهر توماس مور,آرمانشهر ایرانی,آرمانشهر ابن سینا,آرمانشهر حامد فتاحی,آرمانشهر فارابی,آرمانشهر چیست,آرمانشهر سهراب سپهری,آرمانشهر ارسطو,آرمانشهر در اندیشه ایرانی, نویسنده: سارا صادقی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 13:29

صفحه بندی